Ne

خرید بک لینک

من یه دختر ۱۵ سالم ، مادرم خیلی شکاکه فکر میکنم من دوس پسر دارم و… داره دیوونم میکنه، یه شب خونه دوست رفتم بعدش یکی از دوستام زنگ زد تلفنم تا حدود نیم ساعت اشغال بود از شانس بدم مادرمم هم آون موقع زنگ زد رفتم خونه قشرق به پا کرد که کی بود پشت خطیط و…یا یه مدت مشکل روده پیدا کرده بودم دستشویی میرفتم طولانی میشد رفته به خواهرم گفته این معتاد شده اصلا دیوونس این زن ببینید من اصلا از خونه بیرون نمیرم، لباس جلف نمیپوشم آرایش و غیره هم نمیکنم تازه دوستام هم همه مثل خود منن تازه یه بار داداش دوست گیر داده بود با دوست قطع رابطه کردم. نمیتونم دیگر تحمل کنم این زن رو.

داستان حمید(ادامه داره)...

ما را در سایت داستان حمید(ادامه داره) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 21:36

صفحه بندی