دیروز عصر رفتم بیرون خیر سرم ماشینو پارک کردم پارکینگ داشتم مدارک و گوشی و سوییچ میذاشتم تو کیفم و اروم اروم میرفتم سمت آسانسور یه آن پرت شدم زمین یه پسره احمقه بی فرهنگه کوره بیشعور دنده عقب گرفت ک ماشینشو بیاره بیرون زده بهم میگه خانم کوری نمیبینی گفتم کور هفت جد و آباد ته جوجه فوکولی من سرم پایین
بود تو چشات ک میدید دارم رد میشم تو نباید میزدی تو کوری خاک توسر کسی ک گواهنامه بهت داد برو بشین خونه واسه مامانت سبزی پاک کن انتر برقیه بی فرهنگ کلی چرت و پرت تحویل هم دادیم بعدش ک از آسانسور رفتم پایین سرگیجه خیلی بدی داشتم دیگه هیچی نفهمیدم چشام باز کردم بیمارستان
بودم سرم خیلی درد میکرد تازه فهمیدم اون موقع ک پرت شدم سرمم خورده زمین پسره بیشعور ک دیده از حال رفتم بردتم بیمارستان بعد ک چشام باز کردم میگه دیدی بی فرهنگ نیستم پسر خوبیم از عصبانیت داشتم فقط جیگر خودمو میجوییدم بعد کلی سی تی اسکن و....گفتن مشکلی نداری میتونی بری خونه حالا اومدم تاکسی بگیرم برم ماشینو از پارکینگ در بیارم پسره میگه این شماره منه خواستی میتونی تماس بگیری چنان با کیف زدم تو سرش گفتم همین الان از جلو چشام دور شو تا کاری نکردم پشیمون بشی خندید و رفت آخه این مملکته ما داریم آخه بگو بیشعور با ماشین زدی ناکارم کردی بردی منو بیمارستان دستت درد نکنه آخه شماره دادنت دیگه چیه انتره مزخرف حالم از اینجور پسرای سواستفاده کن بهم میخوره. داستان حمید(ادامه داره)...
ما را در سایت داستان حمید(ادامه داره) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 21:36